![]() |
![]() |
|
|
وقتی بچه بودیم بهمون می گفتن دروغگو دشمن خداست...
اون موقع چقدر می ترسیدیم از اینکه یه روز دشمن خدا بشیم...چون دلامون صاف بود ، پاک و بی ریا، زلال مثل دریای پارس! اما الان.............. هر چی به اطرافم نگاه کردم و دنبال یه کسی گشتم که دوست خدا باشه اما.... پیداش نکردم آخه چرا؟؟ چرا؟؟؟ چرا؟؟؟؟ چرا به خودمون اجازه می دیم با یه دروغ ، حتی یه دروغ کوچولو ، یه دروغ خیلی خیلی کوچیک،بشیم دشمن خدا؟؟؟!!!!! مصلحتی و غیر مصلحتی نداره...دروغ دروغه! بعضی وقتها، یعنی بیشتر وقتها یه کارهایی که از ازل بد بوده، زشت و کثیف بوده و هست تو جامعه تبدیل میشه به یه عادت....دیگه کسی زشتیشون رو نمی بینه....وای ماها هم اون کارها رو انجام می دیم، خیلی راحت، راحت راحت!! اصلا هم به این فکر نمی کنیم که بابا این کار خلاف شرع و عرفه، حتی بعضی وقتها یه نگاه ، خلاف خواسته ی خدای مهربون و بخشنده ماست. این همه نعمت به ما داده، بزرگترینش این که مسلمونیم، شیعه ی علی بزرگ هستیم... چرا یادمون میره؟! چرا قدر نمی دونیم؟! اون وقت ما آدما، همه اینها رو نادیده می گیریم و به خودمون اجازه میدیم بشیم دشمنش بچه های ما هم یاد می گیرن که بشن دشمن خدا، یاد می گیرن که راحت تر از اون چیزی که فکرش رو بکنیم دروغ بگن..... دیگه هم باور نمی کنن که دروغگو دشمن خداست.... چون درو برشون پره از دشمن خدا قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین!!!! دلم به حال خدا می سوزه. اون این قدر مهربونه، دائما ما رو می بخشه، از گناهمون هر چند بزرگ می گذره، تا شاید ماها خجالت بکشیم، شاید سعی کنیم خودمون رو درست کنیم، اما ما در مقابل چی کار می کنیم؟؟ از این همه بخشنده بودن خدا سو ء استفاده می کنیم...هر کاری دلمون بخواد می کنیم.بعد هم میگیم خدا می گذره، و اصلا هم به این فکر نمی کنیم که بعضی کارها حق الناسه! خدا از حق الناس نمی گذره تو رو خدا بیائید مواظب باشیم حق الناس به گردنمون نباشه.. آخه جواب دادن تو اون دنیا خیلی سخته ، خیلی، وحشتناکه، فوق طاقته وقتی به دنیا می آئیم برامون اذان میگن، وقتی می میریم برامون نماز می خونن، و زندگی فرصتی ست برای وضو ساختن.. به خدا یه وضو گرفتن کاری نداره، فقط همت می خوادکه ماها داریم بیائید یه وضو بگیریم که خدا رو خوش بیاد...با یه آب زلال، زلال زلال مثل زلالی خلیج همیشه فارس! یه وضو با بند بند وجودمون.... بیائید کاری کنیم وقتی می خوان برامون نمازی رو بخونن که قراره وضوش رو خودمون بگیریم بعد هم بریم پیش یکتای هستی بخش ، اون وضو لایق اون خدای خوشگل باشه... بیائید آن قدر پاک و منزه بریم پیشش که با افتخا ر به فرشته هاش بگه این اون احسن الخالقینه که می گفتم.. بیائید کاری کنیم که بشبم دوستش نه دشمنش... بیائید گره ی دوستی مون رو با خدا هر روز محکم تر کنیم.. هر روز به این گره سر بزنیم که خدائی نکرده شل نشده باشه... هر روز سفت ترش کنیم، اون قدر سفت که حتی پر زور ترین دستها هم نتونن بازش کنن.. ماها می تونیم حتما می تونیم، آخه هنوز جوونیم، دلامون هنوز اون قدر تاریک و سنگی نشده، آخه هنوزم دلامون زود می شکنه، خدا همیشه تو دلای شکسته جا داره..... ............................ اگر عشقت گناه است ببین غرق گناهم!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 13:57 توسط راضیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست!
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود! صحنه پیوسته به جاست! خرم آن صحنه که مردم بسپارند به یاد!! |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن Broken Heart منطق غصه خدا...خدا...و باز هم خدا تو سزاوار بهترینی دشمن خدا !! جانم سپر بلایت!! خنده داره، خیلی خنده داره!! و اما...!!!! |
|
RSS
|