![]() |
![]() |
|
|
"تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سهایش کشش لیلی بود."
"خنده داره "خنده داره "خنده داره "خنده داره "خنده داره "خنده داره
پروردگارا! من همان پریشان حال همیشگی ام با چشمانی پر از اشک، با قلبی آکنده از درد و با دستی که همیشه به سوی درگاهت دراز است. از این دنیای تیره و تار به تو پناه می آورم. یاریم ده و مگذار در باتلاق دنیا فرو روم. می خواهم دستان التماسم را تا آسمان حضورت بالا بگیرم تا شاید نور ستاره های وجودت مرا به ضیافت رو شنائیها دعوت کند. می خواهم به یاریت سبزترین ترانه های عاشقی را زمزمه کنم و سرود زیبای محبت را برایت بسرایم. از بلندای خلوتی پر خلوص ندایم را بشنو و آیه های عشق را برایم تلاوت کن!
این منم بنده ی حقیر و سراپا تقصیر تو و این توئی بخشنده ترین معبود من
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 0:13 توسط راضیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست!
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود! صحنه پیوسته به جاست! خرم آن صحنه که مردم بسپارند به یاد!! |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن Broken Heart منطق غصه خدا...خدا...و باز هم خدا تو سزاوار بهترینی دشمن خدا !! جانم سپر بلایت!! خنده داره، خیلی خنده داره!! و اما...!!!! |
|
RSS
|